عاشق

امیری به شاهزاده گفت: من عاشق توام.

شاهزاده گفت:

زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.
امیر برگشت و دید هیچکس نیست.

شاهزاده گفت:

عاشق نیستی ! عاشق به غیر نظر نمی‌کند.

جی پی واسوانی میگوید: خداوند هدف زندگی است و او را یاید دریافت. سخن گفتن درباره او کافی نیست بسیاری از ستایشها. تلاوت کتب آسمانی و دعاهای بی پایان ما با ذهنی پریشان انجام میشود دیری است که خداوند را بیرون از زندگی خود نگاه داشته ایم و اکنون زمان آن رسیده است که او را به درون فرا خوانیم.

راز زندگی تازه عشق به خداست. این عشق هر چه افزون باشد بیشتر رشد میکند. عشق یکی از موهبتهای خداوند به انسان است. بنابراین همیشه دعا کنید:

خداوندا به تو عشق میورزم. میخواهم که هر چه بیشتر به تو عشق بورزم. میخواهم که هر چه بیشتر به تو عشق بورزم. میخواهم از عشق تو لبریز و سر مست شوم.

اخلاق و عشقی پاک به من ببخش و مرا تقدیس کن تا این دنیای فریبا سرگردانم نکند.

خدایا مرا وسیله کمک و بهبود رنجیده و درد مند ساز.

حکمت

اگر کسی به تو لبخند نمیزند ، علت را در لبان بسته خود جستجو کن.

****

مشکلی که با پول حل شود ، مشکل نیست ، هزینه است.

****

همیشه رفیق پا برهنه ها باش ، چون هیچ ریگی به کفششان نیست.

****

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی

و دست دعا به درگاه خداوند برداری

****

با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی مکن

و با نمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن

****

هر کس ساز خودش را می زند، اما مهم شما هستید که به هر سازی نر قصید.

****

مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که شروع به برداشتن سنگ ریزه ها کرد.

****

شجاعت یعنی : بترس ، بلرز ، ولی یک قدم بردار.

****

وقتی تنها شدی بدون که خدا همه رو بیرون کرده ، تا خودت باشی و خودش.

****

یادت باشه که :

در زندگی یه روزی به عقب نگاه میکنی . به آنچه گریه دار بود میخندی.

****

آدمی را آدمیت لازم است ، عود را گر بو نباشد ، هیزم است.

****

کشتن گنجشکها ، کرکس ها را ادب نمی کند.

****

از دشمن خود یک بار بترس و از دوست خود هزار بار.

****

فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.

****

دلنشین گفته بزرگان

میم مشکلات زندگی را که برداریم

زندگی شیرین میشود . .

 
وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند!
 
 
وقتی تبر به جنگل آمد ، درختان فریاد زدند و گفتند :
نگاه کنید دسته اش از جنس ماست !!

لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی !

انسان کلاً موجودیه که وقتی خرش از پل بگذره همه چی یادش میره
اونی هم که اینو قبول نداره خرش هنوز روی پله…

 

بعضی ها،طواف نمی کنند،
فقط خدا رو دور می زنند.

 

حتی اگه گاو هم باشی ، در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری ، کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند!!

 

روزانــه هزاران انســان به دنیــا می آینـــد ..
امــا نسل ” انســانیت ” در حال انقــراض است!

 

ژرفای اندیشه به جوانی تعلق دارد ، وضوح آن به پیری

 

شهرت چون رودی است که اشیاء سبک و تو خالی را در سطح نشانده و اشیاء گران و پر مغز را در قعر خود فرو می برد

 

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند ( شریعتی )

 

خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد

بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .

 

نظر ی که دیگران نسبت به شما دارند مشکل خودشان است نه شما .
( الیزابت کوبلر‌روس)

 

کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست. مثل ژاپنی

 

به اندازه ی باورهای هر کسی ،با او حرف بزن

بیشتر که بگویی تو را احمق فرض خواهد کرد !

به همین سادگی…!!

 

پروردگارا ..

مرا آن ده که خودم بیشتر حال می کنم..!

 عواقبشم با خودم..

آمین

 

هفت چیز انسان را از پای در می آورد و هلاک میسازد:
۱- سیاست بدون شرف ۲- لذت بدون وجدان۳- پول بدون کار۴- شناخت بدون ارزشها۵- تجارت بدون اخلاق۶- دانش بدون انسانیت۷- عبادت بدون فداکاری..

 

اینگونــه زندگــی کنیـم :
سـاده امّا زیبــا
مصمـم امّا بی خیـال
متواضـع امّا سربلنـد
مهربـان امّا جـدی
سبـز امّا بی ریـا
عــاشق امّا عــاقل

زایش شعر

شعری برای نوشیدن
جامی که سرکشیدنِ تقدیر است
خودم، تجویز کرده برای دکتر
سنگ، بی‌هوا تاب/ در هوا دنبالِ…
کبوتری در آب جان می‌کند
و آبی انعکاسِ آسمان است
یا دریا/ برعکس
«
چه فرقی می‌کند؟»
مهم آبی‌است که می‌خورده
از هرکجا حالا... حالا که مرده.
آب، شعر می‌شود
کبوتر قربانی
و شاعر، می‌نوشد
جامی برای قربانی
زبان، خیسِ شعر است
و کبوتر باز
رفعِ عطش کرده باشد انگار، می‌پرد.
گنبدِ خورشید پایین‌تر
آسمان، آبی است
در آبِ حوضِ کنارِ من
شعری می‌تابد انگار
از آفتاب.

اشک

در میان قطره ها
در شوری اشک
در خیسی ورق
در ناتوانی قلم
بر نمناکی کاغذ
در بیصدائی محض
قلبی آب میشود
آنگاه که
"
عشق"
چون نسیم
از پنجره ره میگشاید
و همنفس باد میگردد
دیگر برای سرودن
بهانه ای نیست
از حرف تهی
ازاشک سرشارم