بعد از تو در شبان تیره و تار من
دیگر چگونه ماه
آوازهای طرح جاری نورش را
تکرار می کند
بعد از تو من چگونه
این آتش نهفته به جان را
خاموش میکنم ؟
این سینه سوز درد نهان را
بعد از تو
من چگونه فراموش می کنم؟
من با امید مهر تو
پیوسته زیستم
بعد از تو ؟
این مباد که بعد از تو نیستم
بعد از تو
آفتاب سیاه است
دیگر مرا
به خلوت خاص تو
راه نیست
بعد از تو
در آسمان زندگیم
مهر و ماه نیست
بعد از من آسمان آبی است
آبی مثل همیشه ... آبی