باران
دلم پر
شد
از سکوتی بوسعت دنیا
و آسمان تمامی روز
و حتی در این نیمه شب
آرام باریدنی داشت
و بارید ...بارید ...بارید
تند و سیل آسا
بسیار باهم
گریسته بودیم
اینبار سکوت من بود
واشکهای او
وآه های من در نگاه او
دیگر از مرز گریستن
نیز گذشته بودم
می بایست آیا
آرام میگرفتم
می بایست
خاموش میماندم ..آه....
امشب لالائی خواب من
صدای قطره های توست
وصدای باد بر نوازش برگ
من از مرز گریستن گذشته ام
امشب دلم را تو گریه کن.
از سکوتی بوسعت دنیا
و آسمان تمامی روز
و حتی در این نیمه شب
آرام باریدنی داشت
و بارید ...بارید ...بارید
تند و سیل آسا
بسیار باهم
گریسته بودیم
اینبار سکوت من بود
واشکهای او
وآه های من در نگاه او
دیگر از مرز گریستن
نیز گذشته بودم
می بایست آیا
آرام میگرفتم
می بایست
خاموش میماندم ..آه....
امشب لالائی خواب من
صدای قطره های توست
وصدای باد بر نوازش برگ
من از مرز گریستن گذشته ام
امشب دلم را تو گریه کن.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر ۱۳۹۰ ساعت 18:24 توسط barbod atash
|
این وبلاگ دل نامه ای است که برای تو می نگارم